مرتضى راوندى
409
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مىكرد . هر شهر پول مخصوص سكه مىزد ، و آرتش ويژهاى نگاه مىداشت . اهالى شهر همگى در كار حكومت شركت نداشتند ؛ قدرت در دست ثروتمندان بود ، ولى اتحاديهء صنعتكاران بتدريج ، حقوق و مزايايى بدست آوردند . » « 1 » پاريس در قرون وسطى « در قرن دوازدهم ميلادى ( 6 هجرى ) وضع كوچهها و معابر پاريس رضايتبخش نبود . مردم خانههاى خود را جلو و عقب و بدون رعايت اصول مهندسى ، بنا مىكردند ؛ و همين ناهمآهنگى و اعوجاج سبب مىشد كه گاريها و ساير وسايل نقليه با يكديگر تصادف و برخورد كنند . كف كوچهها را غالبا با قلوهسنگها بطرزى ناهموار فرش مىكردند . غير از عبور گارى و درشكه ، عبور چهارپايانى كه حامل ميوه و شيرينى و غيره بودند بيشتر راه را براى آمدورفت عابرين دشوار مىكرد . غير از اين معابر ، كوچههاى تنگ ديگرى وجود داشت كه فقط عبورومرور مردم پياده از آنها ممكن بود . غالبا در سر چهارراهها ، دهاتيها و دستفروشها و كسبهء متفرقه به خريدوفروش اشتغال داشتند . اغلب فروشندگان با صدايى بلند ، كالاى خود را به مشتريان عرضه مىكردند و فرياد مىزدند : سبزى ، ميوه ، ماهى ، عسل ، زغال ، كت و شلوار ، مبل و نيمكت ، ظروف مسى ، كفش . در اين قبيل ميدانها عدهاى به اسامى مختلف ، به گدايى و استمداد از مردم مشغول بودند . بعضى به نام نوعدوستى داد مىزدند : « نان براى برادران ، نان براى زندانيهاى فقير ، نان براى نابينايان ! » و عدهاى هم براى خود گدايى مىكردند . در اين دوره ، جارچيها مسائل مهم مملكتى را به اطلاع تودهء مردم مىرسانيدند . اوامر شاه ، اعلان جنگ و تذكرات مهم دولتى ، مرگ شخصيتهاى بزرگ در ميدانها و محافل عمومى با صداى بلند اعلام مىشد . در گوشهء ميدانها شعبدهبازان ، مارگيران و هنرمندان عصر ، براى امرار معاش ، خودنمايى مىكردند . در همين ايام نيز پاريس ارزش بين المللى داشت و همه ساله عدهء كثيرى از مردم انگلستان ، آلمان ، فلاندر ، نرماندى و غيره به اين شهر روى مىآوردند . پاريس در اين دوره ، يعنى در عصر سنلوئى ، دويست هزار نفر جمعيت داشت و از جهت اهميت و آراستگى ، با هيچيك از شهرهاى فرانسه قابل قياس نبود . » « 2 » شهرهاى چين در قرون وسطى « در حدود قرن سيزدهم كه جمعيت شهرهاى اروپا از ده يا بيست هزار نفر تجاوز نمىكرد ، در سرزمين چين جمعيت شهر هانگچئو « 3 » در حدود سال 1275 ميلادى ، از يك ميليون تجاوز مىكرد . بطوريكه ماركوپولو مىنويسد : تمام مردم ، از هر طبقه ، نام خود و نام زن و فرزندان و غلامان و كليه ساكنين منزل را روى در مىنوشتند . اگر از افراد خانواده يكى مىمرد ، نام او را از صورت افراد خانواده حذف مىكردند ؛ و همين كه صاحب نوزادى مىشدند ، بيدرنگ نام او را به صورت جمعيت مىافزودند . علاوه بر اين ، مديران هر خانواده تعداد حيواناتى را كه در اختيار داشتند مى - نوشتند . اين روش در سراسر چين شمالى و جنوبى معمول بود .
--> ( 1 ) . تاريخ قرون وسطى [ زير نظر كاسمينسكى ] . ترجمهء صادق انصارى / محمد باقر مؤمنى ، ص 92 - 90 ( به اختصار ) ( 2 ) . ادموند فارال ، زندگى روزمره در عصر سنلوئى . ترجمهء محسن غروى . ( 3 ) . Hang - Tcheou